نگاه جنسيتي به دين در اديان توحيدي

:: نگاه جنسيتي به دين در اديان توحيدي

  موضوع مقاله:نگاه جنسيتي به دين در اديان توحيدي

                                   

                                   حسين هاشم زاده درچه عابدي

چكيده


     خداوند متعال زن و مرد را در مقام انسانيّت، يكسان خلق نمود ؛آن دو درطول تاريخ حيات خود فراز و نشيب‌هاي فراواني را تحمّل نموده اند. هويّت وارزش گذاري به هريك از آنها، هويّت وارزش گذاري به جامعه انساني است.هرگاه زن يا مرد جان و روان خويش را پالايش نمايد، به عوالم روحاني و معنوي گرايش مي يابد وهرآينه كه ضمير وباطن خويش را ازهوا و هوس و تظاهر بزدايد با عظمت و نيرومند شده و جنسيّت در كسب اين جايگاه معنوي نقشي نخواهد داشت.رشد چشمگيرتكنولوژي جديد و گستردگي وسايل ارتباط جمعي باعث شده تا اين ابزارهادر خدمت اربابان ترويج نگاه جنسيتي به دين قرار گيرد.گفتني است كه تمام پيامبرانِ اديان توحيدي مدافع شخصيّت، ارزش و مقام زن و مرد ومخالف ستم به هريك از آنها بوده اند. همه اديان توحيدي مشتركاتي در تكريم جايگاه انساني وحقوق زن ومرد دارند. مخالفان بعضي اديان توحيدي با مطرح نمودن ديدگاه جنسيتي دين و ايجاد شبهه دين را هوا دار جنسيتي خاص معرفي مي نمايندودوجنس مخالف رابه ناحق به مقابله بايكديگرفرامي خوانند.آنهاملاك برتري زن ومرد در اديان توحيدي را از حدود الهي و معنوي آن خارج مي كنند و زيركانه ملاكهايي را به جاي آن جايگزين مي نمايندتا نقش دين در هويّت بخشي انساني را كم رنگ نمايند.در نگاه جنسيتي به دين معمولاً،زن به عنوان شخصيتي معرفي مي گردد كه جايگاه ارزشي وي در آن دين توحيدي ناديده گرفته شده است وبه نوعي آن دين را زن ستيز معرفي مي نماينددرحالي كه با بررسي نقاط مشترك تكريم شخصيت زن دراديان توحيدي، اين نظر مردود مي باشد اين نوشتار به دنبال آن است تا به روش توصيفي- تحليلي در موضوع«نگاه جنسيتي به دين از منظر اديان توحيدي» مواردي ازجمله :نقاط مشترك اديان توحيدي درتكريم شخصيت زن ومرد، ملاك برتري هريك از انسان ها از نظر اديان توحيدي، نقش اديان توحيدي در هويت بخشي و تكريم شخصيت زن ومرد،دلايل وانگيزه هاي متّهم نمودن اديان توحيدي به عدم تساوي حقوق متقابل زن ومرد را به صورت علمي وبه شكل منسجم بررسي نمايد.   حسين هاشم زاده درچه عابدي


همگام تاریخ منبع : همگام تاریخنگاه جنسيتي به دين در اديان توحيدي
برچسب ها : اديان ,توحيدي ,جنسيتي ,ومرد ,شخصيت ,تكريم ,اديان توحيدي ,نگاه جنسيتي ,وارزش گذاري ,تكريم شخصيت ,هويّت وارزش ,هويّت وارزش گذاري

يوسف بن تاشفين

:: يوسف بن تاشفين

يوسف بن تاشفين ودولت مرابطون

                                                             حسين هاشم زاده درچه عابدي

پس از آنکه طلیعه فتوحات اسلامی به کشورهای شمال آفریقا رسید شمال آفریقا، از لیبی گرفته تا دریای آتلانتیک، همگی تابع حکومت اموی و عباسی بودند. اما در نیمه دوم خلافت عباسی با تجزیه شدن خلافت اسلامی، دولتهای جداگانه‌ای مانند: "دولت اغالبه"، "دولت ادارسه"، دولت خوارج (اباضیه) و دولت فاطمی با سوء استفاده از ضعف خلافت اسلامی در دوران متوکل پا گرفتند. در این میان قبایل بربر، بزرگترین قربانیان این چند دستگی دستگاه حکومتی بودند، زیرا پیش از این بربرها زیر چتر خلافت عباسی بودند.

پس از تجزیه شدن خلافت، حکومت‏های کوچکی در منطقه بوجود آمد.اوضاع شمال آفریقا با بوجود آمدن این حکومت‏های کوچک و جنگ‏هایی که بین آنها در می گرفت، بسیار آشفته بود،شرك در بين مردم زياد شده بود.در سال 443هـ .ق 1042م. حرکت مرابطین به دست عالمی به نام "عبدالله بن یاسین" شروع شد. شیخ عبدالله در جزیره "نیجر" کاروان‏سرایی را جهت عبادت وآموزش دين در نظر گرفت.روز به روز تعداديارانشان بیشتر و بیشتر می‌شد. تا اینکه تعدادشان به هزاران نفر رسید.شیخ عبدالله تصمیم گرفت تا با همکاری یکی از تیره‏های قبیله "صنهاجه" علیه قبایل منحرف قیام کند و این چنین، حرکت مرابطین که پیش از این صرفا یک حرکت دعوت محور بود، به یک حرکت جهادی در راستای نشر اسلام و یکپارچگی دولت‏های شمال آفریقا و مبارزه با شرک و بدعات تبدیل گشت.در این فضای ایمانی در کنار رودخانه "نیجر" و در کاروان‏سرای کوچک، زیر نظر شیخ عبدالله " یوسف بن تاشفین" پرورش یافته و بزرگ شد.  در سال 447هـ. ق یوسف بن تاشفین فرماندهی سپاه را به عهده گرفت.

شیخ عبدالله بن یاسین، رئیس و مرشد مرابطین، در سال 451ه کشته شد.به دنبال تغيير و تحولاتي یوسف در سال 453هـ.ق زمام امور مرابطین را به دست گرفت.بر اثر تلاش‏های او حرکت مرابطین که پیش از این فقط در قالب یک حرکت جهادی منحصر می‌شد، به یک دولت قدرتمند و استوار تبدیل شد که تمامی فاکتورهای یک دولت اسلامی و قدرتمند را دارا بود. اساس این دولت بر جهاد جهت نشر دین و مبارزه با مرتدین و منحرفین و یکپارچگی مناطق شمال آفریقا زیر پرچم یک دولت و حکمرانی بر اساس کتاب و سنت ریخته شده بود. یوسف با تدبیر و سیاستی ماهرانه دولت نوپایش را اداره می‌کرد. سپاه چهل هزار نفریش را به چند دسته تقسیم کرد و برای ساماندهی اوضاع و برقراری نظم و امنیت به مناطق مختلف شمال آفریقا فرستاد. همچنین یوسف در سال 454هـ. از کار ساخت و توسعه مراکش فارغ شد."مراکش" را به عنوان پایتخت دولت مرابطین انتخاب نمود و یوسف طی 20 سال مبارزه ، یعنی از سال 454هـ تا 474هـ، در راستای تحقق آرمان دیرینه‌اش یعنی همان یکپارچگی دولت‏های شمال آفریقا از هیچ کوششی فرو گذار نکرد؛ راحتی و آرامش را کنار گذاشت، زندگی مرفهانه و شاهانه و پر ناز و نعمت را رها کرد و در طول زندگی‏اش به جز لباس پشمین، لباس دیگری به تن نکرد، غذایش نان جو و گوشت شتر و شیر آن بود، حکمرانی‏اش عدالت محور و مطابق شریعت بود، همواره به نقاط مختلف مملکت پهناورش سر می‌زد و از احوال مسلمین مطلع شده و به آنها رسیدگی می‌کرد. خلاصه اینکه بر اثر مجاهدتهای این رادمرد تاریخ، دولت بزرگ مرابطین تشکیل شد . پس

از آنکه یوسف طرح بزرگ یکپارچگی دولت‏های شمال آفریقا را به تحقق رساند، مسلمانان به او لقب: "امیر المسلمین" و "ناصرالدین" را داده و برخی نیز به او پیشنهاد دادند که از تابعیت خلافت عباسی خارج شده و حکومت مستقلی تشکیل دهد، چون او اکنون قدرتمندترین امیر در پهناورترین سرزمین اسلامی است، اما وی این پیشنهاد را رد کرد، و کماکان ترجیح داد تابع خلیفه عباسی (المستظهر بالله) باشد.

در همان دورانی که یوسف مشغول ساماندهی اوضاع در شمال آفریقا بودولت اسلامی اندلس در مرحله‏ای خطرناک و سرنوشت ساز به سر می‌برد. همان مصیبتی که پیش از این یوسف در شمال آفریقا با آن دست و پنجه نرم می‌کرد، یعنی تفرقه و دو دستگی حکومت اسلامی، اکنون گریبان‏گیر حکومت اسلامی اندلس شده است؛ اما به صورتی بزرگتر و خطرناک‏تر.  در این مرحله تاریخی که به عصر "ملوک الطوائف" در تاریخ مشهور است، حکومت اسلامی اندلس به دولت‏های کوچک و ضعیف تبدیل شده بود که در رأس هر یک از آنها خانواده‌ای حکمرانی می‌کرد که فرزندان آن حکومت و ریاست را از پدران به ارث می‌بردند. از بارزترین ویژگی‏های عصر ملوک الطوائف می‌توان به ضعف و سستی در عمل کردن به احکام دین، فرو رفتن در شهوات و لذت‏های دنیوی و کثرت اختلافات بین سران طوائف و حکمرانان منطقه که بسا اوقات منجر به درگیری و لشکرکشی در حدود و مرزها می‌شد، اشاره کرد. خطرناکترین پیامد این اختلافات، به طمع انداختن مسیحیان صلیبی و کینه‌توزی بود که همواره مترصد فرصتی بودند تا تسلط خود را بر مسلمانان افزوده و سرزمین‏های جدیدی را تحت تصرف خود در آورند. اوضاع به همین منوال در حال سپری شدن بود، مسیحیان روز به روز جرأتشان بیشتر می‌شد، در حالی که حکمرانان مسلمان یا همان سران طوائف چنان ضعیف و ناتوان شده بودند که به پادشاه صلیبیان جزیه پرداخت می‌کردند.  این پادشاه صلیبی طرح بزرگی را برای بیرون راندن مسلمانان از اندلس (اسپانیا) ریخته بود و در سلسله جنگ‏هایی که در تاریخ به "حرب الاسترداد" معروف است، به دنبال این هدف خود بود.  "آلفونسو" پادشاه صلیبیان در سال 479هـ بر شهر "طلیطله"، پایتخت اندلس قدیم، تسلط پیدا کرد و با این کار گام بزرگی در راه تحقق آرزوی دیرینه‏اش که همان بیرون راندن مسلمانان از اندلس بود، برداشت. در این دوران بحرانی و حساس مسلمانان اندلس همه، چشم‏شان را به سپاه مغرب و یوسف دوخته بود و از آنها انتظار کمک و یاری داشتند. یوسف که اخبار رسیده از اندلس و اوضاع وخیم حکومت اسلامی آن و افزایش تسلط مسیحیان صلیبی به شدت او را شگفت زده و ناراحت کرده بود، همه فقها و بزرگان مرابطین را فراخواند و با آنها به مشورت نشست؛ بزرگان و مشایخ اتفاق نظر داشتند که یاری و نصرت مسلمانان اندلس واجب است. بنابراین فراخوان جهاد داد و نمایندگانی را به میان مردم فرستاد و مردم را برای یاری و کمک برادران مسلمان‏شان فرا خواند. در اوائل سال 479هـ به همراه سپاهش از راه دریا به سوی اندلس حرکت کرد. جنگ زلاقه دراندلس اسلامی با پیروزی سپاه اسلام به پایان رسید. مسلمانان انتظار داشتند تا این سلسله فتوحات تا فتح شهر "طلیطله" ادامه پیدا کند، اما در همان روز پیروزی به یوسف خبر رسید که "امیر ابوبکر بن تاشفین"، برادر بزرگ و ولیعهد وی در شمال آفریقا، وفات کرده است واوضاع شمال آفريقا وخيم شده است.

وی 3000 جنگجوی کارکشته از نیروهایش را جهت تأمین امنیت و جلوگیری از حملات احتمالی صلیبیان در اندلس در اختیار فرمانروای "اشبیلیه" قرار داد. با بازگشت یوسف سیر فتوحات مرابطین در اندلس متوقف شد و صلیبیان که با لشکرکشی یوسف به اندلس داشتند به طور کلی از اندلس رانده می‌شدند، دوباره جان گرفتند.

پس از آنکه یوسف به شمال آفریقا (مغرب) برگشت، چند ماهی نگذشته بود که نامه‌هایی از شرق اندلس، حاکی از حملات پی در پی صلیبیان و ظلم و تجاوز آنان به مسلمانان بودبه يوسف رسيد.در ربیع الاول سال 481هـ سپاه اسلام با فرماندهی یوسف باری دیگر راهی اندلس شد. این بار هدف یوسف پاک‏سازی شرق اندلس از لوث صلیبیان و تهدیداتشان بود. بنابراین نمایندگانی به سران طوائف و حکمرانان مناطق مختلف اندلس فرستاد تا برای جهاد اعلام آمادگی کنند. اما سران طوائف با هم اختلاف داشتند و کار به جایی رسیده بود که مخفیانه بعضی از آنها با "آلفونسو"، فرمانده صلیبیان، جهت جلوگیری از پیشرفت سپاه اسلام همکاری می‌کردند، این دو رویی و نفاق سران طوائف که می‌بایست غیرت و حمیت‏شان از همه بیشتر بوده و مدافع اسلام و مسلمانان و مقدساتشان باشند، یوسف را بسیار خشمگین کرد و تصمیم گرفت تا به سیطره حکمرانی سران طوائف یا همان "ملوک الطوائف" خاتمه دهد و اندلس را مانند شمال آفریقا زیر یک پرچم با هم متحد کند. دو عامل و انگیزه مهم بود که یوسف را به انجام این کار وا می‌داشت.

1- عامل اول: حفاظت از حریم و کیان حکومت اسلامی اندلس و نجات آن از اضمحلال و نابودی.نجات مردم از دست حکمرانان غوطه‌ور در شهوات و نجات آنها از مالیات‏های کمرشکن. عملکرد خائنانه سران طوائف نظریه یوسف را مبنی بر براندازی ملوک الطوائف تقویت ‌کرد.

2- باسقوط اندلس، صلیبیان جرأت پیدا کرده و در صدد براندازی حکومت "مرابطین" در شمال آفریقا بر مي آمدند.

 یوسف از علمای زمانش مانند امام غزالی و علامه طرطوسی در این باره سوال نمود و همه  علما بر وجوب براندازی دولت ملوک الطوائف اتفاق نظر داشتند. یوسف دوازده سال کامل یعنی از سال 483 تا 495هـ برای محقق ساختن این طرح بزرگ تلاش كردتا اینکه موفق شد و اندلس، دوران تازه‌ای را از نظر قدرت، شوکت و وحدت آغاز کرد. یوسف بن تاشفین، با اینکه به سن 100سالگی نزدیک می‌شد، اما در سال 491هـ با فرمانده صلیبیان (آلفونسو) برای باز پس گیری شهر "طلیطله" وارد جنگ شد و صلیبیان را شکست سختی داد و قوایشان را در هم کوبید، اما متاسفانه شهر (طلیطله) فتح نشد، پس از جنگ یوسف از صحنه سیاست کناره گرفت و پسرش "امیر علی" را به عنوان جانشین خود انتخاب نمود.پايان

منابع 

 

- ابن خلدون، عبدالرحمان بن محمد، تاریخ ابن خلدون، ترجمه عبدالحمید آیتی، چاپ اول،

- یاقوت الحموی، معجم البلدان، ج 5،

- ناصري طاهري عبدالله ،تاريخ مغرب اسلامي ،پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.

- اندری جولیان، تاریخ افریقای شمالی، ترجمه محمد مزالی،

- حتی، فیلیب ، تاریخ عرب، ترجمه ابوالقاسم پاینده، 





همگام تاریخ منبع : همگام تاریخيوسف بن تاشفين
برچسب ها : یوسف ,اندلس ,شمال ,دولت ,آفریقا ,اسلامی ,شمال آفریقا ,سران طوائف ,ملوک الطوائف ,حکومت اسلامی ,اسلامی اندلس ,حکومت اسلامی اندلس ,بیرون راندن مسلم

نیروی دریایی آندلس

:: نیروی دریایی آندلس

                                                                 بسمه تعالی

 

نیروی دریایی آندلس و نقش آن در پایداری واستقرارقدرت امویان در آندلس

                                                                               حسين هاشم زاده درچه عابدي

ورود به بحث

مسلمانان از طریق شبه جزیره سینا وارد سرزمین آفریقا شدند وتا رسیدن به اقیانوس اطلس و ورود به آندلس نزدیک هشتاد سال زمان صرف نمودند.در ابتدامسلمانان برای ورود به شمال آفریقا نیاز به نیروی دریایی نداشتند؛کل نیروها از طریق خاک مصروارد خاک آفریقاشد.مسلمانان در شمال آفریقاودر باریکه ساحلی بین مدیترانه وقسمت های پایین پیشروی نمودند. سال ۱۹ هجری اسلام به تدریج وارد شمال آفریقاشد. اعراب برسواحل شرقی و جنوبی دریای مدیترانه دست یافتند.طبیعی بود که برای گسترش فتوحات خود ومقابله دریایی با ناوگان بیزانس نیازمند ناوگان دریایی بودند؛عمر، خلیفه دوم،علاقه ای به عملیات دریایی نداشت.در زمان حکمرانی معاویه بر شام وخلافت عثمان نیروی دریایی تشکیل شد وبه دنبال آن مناطقی از جمله:جزیره قبرس که پایگاهی برای نیروهای روم بود درسال ۳۲ به دست مسلمین افتاد. دردوره امویان به کمک کشتی های شام و مصرو برپایی پایگاه های دریایی، عملیات های دریایی مسلمین گسترش یافت.کارگاه های کشتی سازی وپایگاه های دریایی حفاظت از سواحل و بنادر ایجاد شدو ناوگان جنگی سروسامان یافت.

راه یابی امویان به آندلس

در سال۵۰ه.ق عقبه بن نافع فهری والی مغرب برای اقامت نیرو های تحت امر خود در کنار ساحل شهر قیروان را ساخت . از آن پس به ساکنان آن مرابطین گفته شد قیروان به عنوان پایگاهی ثابت برای مقابله با شورش های افریقیه علیه مسلمانان و جلوگیری از حملات رومی ها از راه دریا به منطقه استفاده می شد. در دوره حکمرانی ابوالمهاجر جزیره  شریک  فتح شد در زمان عبد الملک قرطاجه مرکز رومیان تصرف شد. پس از آن حسان بن نعمان دارالصناعه ای در تونس بنا کرد ومقدمات حمله به صقلیّه فراهم شدبعد از آن از مغرب و از طریق نیروی دریایی مستقر در سبْته،اقدامات لازم در جهت ورود به اندلس فراهم گردید.اعراب از سال۶۰ هجری سال مرگ معاویه تا سال ۷۳ به شدت درگیر مشکلات داخلی اند .از سال ۷۳و ۷۴ به بعد در زمان عبد الملک مروان وولیدبن عبد الملک، تمرکزی پایداری بروضعیت مدیریت ونحوه اداره سرزمین های اعراب استوار می گردد. در اواخر قرن اول هجری مسلمین در پی فتح آندلس می باشند.در آندلس بین پادشاه ویزیگوت و رقبای داخلی او رقابت ها وجنگهای زیادی وجودداشت.در دل قضیه اختلاف بین یولیان حاکم بندر استراتژیک سبته را با ردوریک فرمانروای آندلس داریم .در ابتدا مسلمانان مردّد به ورود به آندلس می باشند. دعوت یولیان برای واگذاری بندر استراتژیک سبته و در اختیار قراردادن کشتی برای ورودمسلمین به آندلس، مبنا قرار گرفت.بعد از عملیات شناسایی و اتخاذ تدابیر لازم، سر انجام دردل تاریکی شب وبه مروربا۴فروند کشتی نیروها به فرماندهی طارق بن زیادبه آندلس وارد شدند وبعد از استقرار اقدامات شروع شد.نیروی وارد شده به آندلس از یک طرف دریا را پشت سر دارند و از طرف دیگر دشمن را در مقابل. طارق گفت پشت سرتان دریا وروبرویتان دشمن چکار می توانید بکنید جز نبرد دلیرانه با دشمن.این زمان پای اسلام به سرزمین آندلس باز شد؛از این پس هیچ اتفاقی در سرزمین آندلس رخ نمی دهد مگر آنکه به گونه ای به اسلام ربط داشته باشد.

شکل گیری دولت وخلافت امویان اندلس

از سال ۹۲ تا ۱۳۸، اسلام وحاکمیت ناشی از آن وابسته به سیاست واتفاقاتی است که در مرکز خلافت رخ می دهد. باوجود اختلافات داخلی در مرکز خلافت، مسلمانان تابخش های زیادی از اندلس به تدریج پیش رفتنداین پیشروی ها از سال ۹۲ تا ۱۱۴ ادامه یافت.درسال ۱۱۴ پیشروی های مسلمانان درفتح اندلس باعث شد تادولت های مسیحی مستقردر مناطق بین اسپانیای امروزی و فرانسه، بویژه خاندان مارتل کمر همت ببندندودر جنگ آنها با مسلمانان در سال ۱۱۴ پیشروی مسلمانان در پواتیه یا بلاط الشهداء متوقف شد بعضی منابع اعتقاد به پیش روی مسلمانان تا سال ۱۲۳ در خاک فرانسه هستند. به نظر می رسد حملات بعدی به صورت حمله ویا گوشمالی ویا غارت بوده. پواتیه یا بلاط الشهداء نقطه اوج پیشروی مسلمانان در آندلس می باشد.

از سال ۱۳۸ به بعد به دلایلی از جمله رفت و آمد خلفای مروان در هرم قدرت وموفقیّت نهضت عباسی در تحریک عمومی علیه بنی امیه و آمدن ابومسلم خراسانی به تدریج از صلابت وجنگندگی وتمرکز و مدیریت مستمر اعراب مسلمان کاسته می شود؛وحکومت آل مروان از بین می رود. یکی از بازماندگان آل مروان به نام عبد الرحمن خودش را به آندلس می رساندوبه سختی وطی مراحلی قدرت را در اندلس به دست می گیرد.روند تحولات به شکلی طی می شود که نه تنها موافق و همسو با مرکز خلافت نیست بلکه به عنوان رقیبی برای مرکزخلافت مطرح می گردد.امویان آندلس در نقطه مقابل حکومت عباسی قرار می گیرند. امویان اندلس در سال ۱۳۸ به قدرت رسیدند؛در سال ۳۱۷ اوج قدرت آنها وتشکیل خلافت امویان اندلس است ودر سال ۴۲۲ انقراض آنها را شاهد هستیم.

 

توجّه امویان به سیاست های دفاعی در دریافتح شام و مصر وآشنایی امویان با پایگاه ها و بندرگاه های نیروی دریایی وصنعت کشتی سازی بیزانس، بیش از پیش سبب شد تا مسلمانان،از طرفی به اهمیّت نیروی دریایی ونقش آن در حفظ سواحل آبی پی ببرندوازطرف دیگر به ضعف خود در استفاده از این نیروی مهم پی ببرند. اسکندریه یکی از مهم ترین پایگاه های دریایی مسلمانان از سده اول هجری به حساب می آمد و کشتی های مسلمانان هر ساله از اسکندریه و سواحل شام جمع شده، سپس در جزیره قبرس به هم رسیده و عازم جنگ می شدند.

بخشی ازضعف نیروی دریایی اعراب مسلمان از سویی به جهت سلطه طولانی حبشی ها بر تجارت دریای سرخ و تسلط ایرانیان  بر بازرگانی دریای عمان،خلیج فارس و اقیانوس هند ناشی می شد.از جمله عوامل دیگر ضعف نیروی دریایی اعراب می توان به بیابانی بودن شبه جزیره وفقر این منطقه دروجود درخت کافی برای تهیه چوب جهت ساخت کشتی و معدن آهن برای ساخت لنگر، میخ و قلاب ، زفت و قطران برای قیراندود کردن کشتی ها نام برد؛به علاوه این که کشتی رانی در دریای سرخ به علت وجود صخره ها و توده های مرجانی به سادگی امکان پذیر نبود.

دولت های اسلامی در شمال آفریقا که به اهمیّت نیروی دریایی واقف گردیدند.پیش از پرداختن به ساخت و تجهیز کشتی های جنگی، به ایجاد رباط و لنگرگاه ها پرداختند. در این مراکز مسلمانان برای نگهبانی از مرزهای خشکی و دریایی وبه سبب پیشگیری از حملات دشمنان رومی به نگهبانی از مرزهای خودمشغول بودند . در بالای دژها محلی برای روشن کردن آتش در شب هنگام  نزدیک شدن کشتی های دشمن به سواحل ایجاد شده بود. پس از فتح اندلس، اعراب یمنی مقیم اندلس ناوگانی تاسیس کردند و به جهاد دریایی می پرداختند. پس از فتح اندلس، اعراب یمنی مقیم اندلس ناوگانی تاسیس کردند و با بکار گیری این ناوگان به جهاد دریایی پرداختند.

نیروی دریایی امویان اندلس

دولت امويان آندلس، اولین حکومت متمركز و مستقل آندلس بود كه توانست اين سرزمین ناهمگون از نظر نژادی و سیاسی را وحدت و انسجام بخشد.دشمن اصلی امويان آندلس، دولتهای اروپايی درشمال شبه جزیره بودند.به این دلیل از بعد نظامی بیشتر توجه امویان آندلس به نیروهای مبارز در خشکی واستحکامات رشته کوه پیرنه بود.امویان از ابتدای استقرار در اندلس با بکارگیری تجربیات بومیان این منطقه به امور دریایی توجه نمودند، از دوره فرمانروایی عبدالرحمن دوم امویان آندلس با تهاجم دریایی نورمان ها در سال ۲۳۰ و۲۴۵ ه.ق مواجه شدند. حمله اين اقوام شمالی خشن و توانا در جنگ، از سمت سواحل غربی مدیترانه تا قلب آندلس ادامه يافت.امویان آندلس با دشمن نیرومندی از سمت دريا مواجه بودندو به دلیل ضعف نیروی دريايی متحمل ضربه ها ی شديدی شدندوشهر های آنها به غارت رفت. حملات  نورمان ها دولت امويان آندلس را مجبور به تأسیس نیرويی دريايی كرد. همچنین این حملات سبب توانایی امویان آندلس درتأمین   امنیت راههای تجاری دريايی مديترانه و رونق اقتصادی شد. اشبیلیه يكي از بنادرمهمی بود که از آن پنبه و روغن و زیتون صادر می شد واز اروپا پارچه وارد می کردند. وجود مواد اولیه مانند مواد اولیه و وجود اسکله های بزرگ و کوچک در سواحل شرقی و سابقه طولانی آندلس در کشتی سازی امکان ایجاد یک نیروی دریایی قوی و کار آمد را برای امویان آندلس فراهم نموده بود.

عبدالرحمن دوم اموی در اندلس به ساخت استحکامات و رباط هایی برای پهلوگرفتن کشتی ها اقدام نمود. وی این پایگاه ها را به برج های دائمی دیده بانی، منجنیق و آتش افکن برای مبارزه با کشتی های مهاجم مجهز کرد. طرطوشه و بلنسیه در دوره فرمانروایی عبدالرحمن دوم اموی از مهم ترین پایگاه های دریایی اندلس بود. در سال۲۷۱به دلیل گرفتاری هاوشورش های مردمی گروهی از اهالی اندلس به نام بحریون موفق شدندبر منطقه ای به نام  بَجّانه مسلط شده واین سرزمین را به پایگاهی دریایی تبدیل نمایند. سبته، طنجه، مرسیه، المریه واشبیلیه پایگاه هایی بودند که امویان اندلس برای دفع حملات فاطمیان در غرب مدیترانه ایجاد نمودند.در دوره ملوک الطوایف اول ودوره موحدون ومرابطون، المریه و دانیه همچنان از مهمترین پایگاه های فعّال نیروی دریایی به شمار می رفت.

در دوره فرمانروا یی عبدالرحمن ناصر نیروی دریایی امویان در اندلس بسیار توسعه یافت و مراکز کشتی سازی وسایر تاسیسات دریایی و نظام اداری وابسته به آن در بسیاری از شهر های اندلس تاسیس گردیدوتا پایان سده چهارم هجری هم چنان پا بر جا بود. از سده اول تا ششم هجری دولت های اسلامی بنا بر میزان اهمیّتی که برای عملیات جنگی دریایی قائل بودند در سواحل دریای مدیترانه دارالصناعه ایجاد نمودند. این دولت هاعلاوه بر ایجاد رباط، بنادر ولنگرگاه هاایجاد نمودندآنها همچنین  سازمانی برا ی اداره و فرماندهی ناوگان دریایی، مایحتاج نیروها و کشتی ها، آموزش و حقوق کارکنان آنها تأسیس کردند.

بعضی عوامل مهمّ توسعه نیروی در یایی امویان آندلس

- موقعیت سوق الجیشی و حساس سواحل مدیترانه و نقشی که این منطقه در غلبه بر دشمنان سرزمین های شرقی داشت همچنین تهاجم روم شرقی و نورمان ها به مناطق مسلما ن نشین آندلس.

- رقابت و درگیری های دولت های مسلمان که بر سواحل دریای مدیترانه فرمانروایی می کردند.

 

- فراوانی مواد خام، وجود دارالصناعه، صنعتگر ان و دریانورد ان در شام و مصر وسابق آندلس در صنعت کشتی سازی.

- توجه به توسعه قلمرو اسلام و گسترش فرهنگ اسلامی

- درگیری های داخلی بیزانس در این دوره

از اوایل سده پنجم هجری به بعد ، سرزمین های مسلمان نشینی که سواحل شرقی دریای مدیترانه را مرکز نیروی دریایی خود قرار داده بودند، به دلیل کشمکش های داخلی ، قدرت اولیه خود را در مدیترانه از دست داد ند و اروپاییان با استفاده از نیروی دریایی بر سیسیل، جنوب ایتالیا، فرانسه تسلط یافتند و برخی از سرزمین های اسلامی در سواحل مدیترانه را تهدید کردند. با وجود این ، نیروی دریایی مسلمانان در مدیترانه کاملاً از بین نرفت و مرابطون، موحدان و ملوک الطوایف مستقر در اندلس نیروی دریایی خود را حفظ نمودند.حکومت های اسلامی از ابتدا، هم زمان با انجام عملیات دریایی به کمک کشتی های شام و مصر به برپایی پایگاه های دریایی، مراکز کشتی سازی و ایجاد سازمان نیروی دریایی توجه نمودند. هر چند این فعالیت ها توسط سلسله های مختلف، یکسان نبود، اما همه حکومت های مسلمان حاکم بر سواحل مدیترانه از نیروی دریایی برخوردار بودند.پایان

حسین هاشم زاده

منابع

- عبدالمجید نعنعی، دولت امویان در آندلس، ترجمه محمد سپهر ، قم: انتشاراد پژوهشكده حوزه و دانشگاه

- مونتگومری وات، اسپانیای اسلامی، ترجمه محمد علی طالقانی، تهران: بنگاه  ترجمه و نشركتاب .

-فیلیپ حتی، تاریخ عرب ، ترجمه ابوالقاسم پاينده، تهران: انتشارات كتابفروشی حقیقت،

- آیتی محمد ابراهیم۱۳۴۰  ،آندلس، تهران انتشارات دانشگاه تهران.

- اصطخری، مسالک و ممالک، به اهتمام ایرج افشار، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۴

- بلاذری، احمدبن یحیی بن جابر، فتوح البلدان، ترجمه محمد توکل، تهران، نشر نقره، ۱۳۶۷ش.

- ابن خلدون، ، مقدمه، ترجمه محمد پروین گنابادی، تهران، انتشارات علمی و فر هنگی ،۱۳۷۱

- ابن اثیر،عزالدین علی۱۳۷۰، الکامِلُ فی التّاریخ،ترجمه سيد حسين روحاني،ج۴،انتشارات اساطيرتهران

- زيدان ،جرجي ،۱۳۴۵،تاريخ تمدن اسلام، ترجمه علي جواهر كلام انتشارات امير كبير،تهران

- مقدسي ، محمد بن احمد،۱۳۶۱،احسن التقاسيم،ترجمه علينقي منزوي،شركت مؤلفان ومترجمان،تهران

- طبری محمّد بن جریر،۱۳۷۵،تاریخ طبري، ترجمه ابوالقاسم پاینده،اساطیر، تهران

- ابراهیم حسن ،حسن ،۱۳۶۰، تاریخ سیاسی اسلام، ترجمة ابوالقاسم پاینده،جاویدان، تهران


همگام تاریخ منبع : همگام تاریخنیروی دریایی آندلس
برچسب ها : دریایی ,آندلس ,نیروی ,امویان ,کشتی ,اندلس ,نیروی دریایی ,امویان آندلس ,کشتی سازی ,امویان اندلس ,دریای مدیترانه ,نیروی دریایی امویان ,دوره فرمان

آغاز آموزش اسلامی در ایران

:: آغاز آموزش اسلامی در ایران

پیشینه آموزش و تعلیم و تربیت اسلامی در ایران


                                                                                حسین هاشم زاده درچه عابدی


ورود اسلام به ایران سبب شد تا در دراز مدت دگرگونی خاصی دراجتماع صورت پذیرد؛ پیامد این دگرگونی تقریباََدر تمامی سطوح اجتماع نمودار گردید؛آموزش و روند آن نیزبه تدریج دچار تحوّل و تغییر شد و به جای مراکز آموزشی چون آتشکده ها ، اماکنی همچون مساجد بوجودآمد.به هرحال آنچه روشن است ، آموزش و پرورش،دیرزمانی پس از ورود اسلام رشد یافت و مراکز آموزشی چون مدارس ، رصدخانه ها ، بیمارستان ها ، مکتبخانه ها ، خانقاه ها و ... سربرآوردند . بدون تردید در میان تمـام این مراکز آموزشی ،  مساجد را باید نخستین مکان آموزشی در دوران اسلامی برشمرد.

نخستین مکانی که در دوران اسلامی در آن به امر تعلیم و تربیت پرداخته شد مساجد بودند.در ایران نیز از همان سالهای ابتدایی ورود اسلام پس از فتح شهر ها مساجد بنا گردیدند، پس از رشد اسلام و گسترش یافتن وسعت و قلمروی سرزمینهای اسلامی ،حکّام و فرمانروایان عرب دریافتند که برای اداره سرزمینهای تابع قلمرو خویش، به اشخاصی دانا و آگاه نیازمندنداز قرن دوم هجری و به خصوص پس از استقرار خلافت عباسی که ازدیاد نفوذ عناصر ایرانی در فعالیتهای سیاسی و امور مملکتداری مشخصه بارز دهه های نخستین حکومت آنان بود،محافل علمی و آموزشی رشد چشمگیر یافت و انواع علوم و دانش در مسیر پیشرفت قرار گرفت.

تشکیل کلاس درس سبب گردید تا امور عبادی مساجدبه دلیل سرو صدا و درگیریهای نوآموزان کم اهمیّت جلوه نماید، همچنین ورود کودکان خردسال به مساجد،که تاحدی توانا به اجرای احکام طهارت و پاکیزگی نبودند،زمینه مخالفت اداره کننده گان اماکن مذهبی اسلامی را با ورود آنان به مساجد و حضور به مدت طولانی فراهم نمود، از سوی دیگر در برخی از مساجد بزرگ در شهر ها، از سوی برخی از دانشمندان ، علوم طبیعی , فلسفه , ستاره شناسی و پزشکی و ... تدریس می شد که آن نیز مورد مخالفت برخی فقها قرار گرفت وبه تدریج زمینه پیدایش مكتبخانه در ایران اسلامی بوجود آمد.

مکتبخانه ها

این نهاد آموزشی، از میانه سده دوم هجری به بعد شکل گرفت.در هر شهری مکتبخانه بوجود آمدو دهات بزرگ،خالی از این مرکز تعلیمی نبود. در سرزمین های ایرانی نشین، پس از آموختن خط و زبان عربی و وارد کردن واژه های عربی در زبان کهن پهلوی و پدید آمدن زبان فارسی جدید و نگارش حرف های پهلوی به خط عربی، مکتب خانه ها به وجود آمدند. ایرانیان، طی یک قرن، از سال 31 قمری تا استقرار حکومت عباسیان به سال 132 قمری، ضمن حفظ بسیاری از سنّت های گذشته خود و زبان فارسی میانه پهلوی اندک اندک با اسلام بیشتر آشنا شدند و با خط جدید عربی و زبان تحول یافته فارسی جدید خود، تکالیف نویی را عهده دار گردیدند که ریشه ی آن در مکتب خانه ها نهاده شد و نسل های جدید، از پنج و شش سالگی در مکتبخانه، نخستین آموزش های خود را دریافت می کردند. مکتب خانه ها، که با آموزش قرآن شکل گرفته بودند، از آن پس با خواندن کتب و نگارش مطالب مفید، نقشی آموزشی یافتند؛این مراکز، به دلائل مذهبی، بیرون مساجد قرار داشتند، اما فاصله ی چندانی از آن ها نداشتند و گاه به صورت ضمیمه در کنار مساجد  بزرگ قرارمی گرفتند.

منابع :

 الماسی ؛ علی محمد ؛ تاریخ اموزش و پرورش اسلام و ایران

راوندی ؛ مرتضی ؛ سیرفرهنگ و تاریخ تعلیم وتربیت در ایران و اروپا

همگام تاریخ منبع : همگام تاریخآغاز آموزش اسلامی در ایران
برچسب ها : مساجد ,اسلامی ,آموزشی ,اسلام ,زبان ,آموزش ,ورود اسلام ,مکتب خانه ,مراکز آموزشی ,فارسی جدید ,قرار گرفت